منهاج سراج

150

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

پانصد و پنجاه گز گشادگى بوده ، و آن دو كوه همچنان بود كه دو ديوار سكندر در ميان آن دو كوه از بارهاء آهن بعوض خشت روى و مس ، و بعوض گل سرب برهم [ ( 1 ) ] ريخته ، و بلندى ديوار تا سر كوه برده . و بر يك طرف ديوار نزديك كوه درى نهاده در بلندى صد و پنجاه گز عرض آن ، و قفلى نهاده و از زمين تا قفل پنج گز بلندى . و زنجيرى ده گز طول آن ، و يك گز عرض آن قفل و مفتاح يك گز و نيم ، در زنجيرى هشت گز بسته از قفل آويخته . آن كليد را دوازده دندانه نهاده هر يك در غلط دسته جوازى [ ( 2 ) ] . اين جمله را بديد ، و آن مهتر حصارها هر آدينه پيش آن در آيد ، با ده سوار ، و آن دبوسهاى [ ( 3 ) ] آهنين بدان در ميزنند تا آن قوم ياجوج و ماجوج چنان دانند ، كه لشكر آنجاست . و چنين روايت مىكند صاحب قصص : كه از وقت رفتن تا باز آمدن دو سال و هشت ماه بود حق تعالى ذو القرنين را چنين توفيقى كرامت كرد ، و ممالك تمام دنيا او را مسلم گردانيد ، و اطراف دنيا بگرفت و به زمين عراق و ايران ملوك طوايف نصب كرد ، و در ظلمات بجانب شمال عالم در رفت و بيرون آمد ، و هم در عراق فوت شد ، و ملك بدست او چهارده سال بود [ ( 4 ) ] .

--> [ ( 1 ) ] اصل : بموض خشت و روى و مس بعوض گل سرب . پ : كلمه بر هم ندارد . [ ( 2 ) ] اصل : علظ دست جوازى . پ : مانند متن . غلظ سطبريست و جواز بر وزن گداز هاون چوبين باشد . فرخى راست : اى بگوپال گران كوفته پيلان را پشت * چون كرنجى كه فرو كوفته باشد به جواز هكذا معصره است كه بدان روغن حبوبات كشند ، خسرو گويد : جاى تنبول همى خوردى گنجارهء تلخ * پر ز گنجاره دهانش چو جواز روغن ( فرهنگ انندراج و برهان قاطع ) اما دست اصل همان دسته است كه ياقوت هم عينا چنين نگاشته : « مفتاح . . . طوله سبعه اذرع له اربعه عشر دندانكه اكبر من دستج الهاون » ( معجم البلدان 52 ج 5 ) . [ ( 3 ) ] بوسن : گرز آهنين ( برهان ) . [ ( 4 ) ] راورتى : 12 سال .